محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

896

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

ص 209 س 7 : * ( . . . ما هذا بَشَراً 12 : 31 ) * ، معاذ الله كه اين مردم است اين ( صب « اين » ندارد ) نيست مگر فريشته‌اى ( صب : ست ) گرامى بدين نيكويى ( صب : نيكوى ) . س 20 : * ( . . . هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ 12 : 34 ) * ( ص : * ( ثُمَّ بَدا لَهُمْ 12 : 35 ) * ) و از پس اين زن نيز او را به خويشتن نخواند و ليكن خويشتن را بر او عرضه كردى و او را . . . فا و فب : ندارد اين بخش را . ص 210 س 1 تا 25 : ص و صب : به مضمون درست همانند است و به عبارت تا حدى متغاير . فا و فب : ندارد اين مطالب را . ص 211 س 16 : ص ، صب : خمرا هر كسى سخن از پيشهء خود ( صب : خويش ) گويد اين شراب دار گفت : . . . فا و فب : ندارد اين بخش را . ص 212 س 19 : ص و صب : تستفتيان . گفت شرابدار ( صب : او ) ملك را گرامى كند و هم بدان كار خويش باز برد و آن ديگر را به دار كند و مرغان هوا . . . فا و فب : ندارد اين بخشها را و ظاهرا افتاده است . ص 213 س 14 : ص و صب : و بضع به لغت اندر زبر پنج بود و زير ده - چنان كه ديده مىشود عبارتها تحرير ديگرى است ، و سخن از نسخه بدل نمىتوان گفت . س 23 : ص و صب : و اين علم دو است : يكى آن است كه بر كسى واجب است كه بشناسد و يكى نه واجب است اما آنچه واجب است . . . فا و فب : ندارد اين مباحث را . ص 214 س 5 : ص و صب : و اين عمل موسى بود و اين باز گفتيم جاى ديگر و ليكن اين چاره نيست . . . س 17 : ص : خداى عزّ و جلّ ( صب : « عزّ و جلّ » ندارد خواست كه او را فرج آورد بدان سبب كه اميد نداشت يوسف به دو نمود . فا و فب : ندارد اين بخش را . ص 215 عنوان : ص : حديث خواب ديدن ملك . س 1 تا پايان : محتوا يكسان است و عبارتها با اندك تغاير . فا و فب : ندارد اين مبحث را و ظاهرا